مرا ببخش
در خواب تو بودم.
۲) از کلاغ بام خانه ات
سراغم را نگیر
برای تکه صابونی
سیصد سال دروغ میگوید.
درباره تئاتر و چیزهای دیگر
مرا ببخش
در خواب تو بودم.
۲) از کلاغ بام خانه ات
سراغم را نگیر
برای تکه صابونی
سیصد سال دروغ میگوید.
امروز اعدام خواهم شد.حضور تو قانونی است.بچه ها مشتاقند که زودتر بمیرم.قیافه خوبی ندارم. میترسم!راستی من فندکم را جا گذاشته ام.برای کشیدن اخرین سیگار اتشی ندارم.تا بحال برایت کار خوبی نکرده ام.هروقت می خواستم دوستت بدارم پلیس پیدایش شد.اما امروز روز اخر است و میخواهم دوستت بدارم. پلیس اینجاست ودستانم را محکم بسته اند دهانم باز نمیشود!ولی بچه ها منتظر اند که زودتر دوستت بدارم!...
تصمیم دارم بازی استرینبرگ نوشته (فردریش دورنمات) ترجمه (استاد حمید سمندریان )را با همکاری انجمن نمایش استان نمایشنامه خوانی کنم.فعلا درباره نقش خوانان تصمیم نگرفتم ولی بعد از تعطیلات تمرین را اغاز خواهیم کرد.