تبليغاتX
گیلاس وحشی

گیلاس وحشی

درباره تاتر و زندگی

مناجات

می بخشم کسانی را که هرچه خواستند با من با دلم با احساسم کردند و مرا در دوردست خودم

تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم.


پروردگارا به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا یاوری 

کلیاتی در باب اقتباس - بخش نهایی

 

 

هومن زندی زاده

 

 

 

شش. روندِ اقتباس

نویسنده باید ابتدا این موضوع را برایِ خودش جا بیندازد که عملاً هیچ دِینی نسبت به اثرِ اوّلیّه ندارد. هر اتّفاقی ممکن است در مسیرِ اقتباس رخ دهد و اگر اینها در خدمتِ درام در آمده باشند، همگی مجاز شمرده خواهند شد. اقتباسِ وفادار تنها نوعی از انواعِ اقتباس است که از آن اجمالاً سخن به‎میان رفت. پس می‎توان شخصیت‎ها، طرح‎هایِ فرعی و اصلی، شیوۀ ساختمان‎بندی و مکان و زمان را در هم ریخت و به سویِ پرداختِ یک نمایشنامۀ دراماتیک پیش رفت. تنها چیزی که برایِ شروع لازم است، یک ایدۀ اوّلیّه است. کلمه‎ای که چکیدۀ اثر را در خود جای می‎دهد، همان تمِ اثر است. قدمِ دوّم جمله‎ای است که می‎تواند موضوعِ اثر را بیان کند. این جمله چشم‎اندازی را تصویر می‎کند که با تعیینِ ساختمانِ نمایشنامه، کاملاً تکمیل می‎شود.

ریچارد کریوولن در کتابِ چگونه از هر چیزی فیلمنامه اقتباس کنیم؟ از «هفتِ بزرگ» یاد می‎کند. پاسخِ این سؤالات کلیدِ رسیدن به یک فیلمنامۀ «درست» هستند. اینجا سخن از ضعف و قوّت نیست، بلکه درست یا غلط بودن است. باید مشخّص کرد که در اقتباس:

1. شخصیتِ اصلی کیست؟

2. خواسته/ نیاز/ میلِ او چیست؟

3. عواملِ بازدارندۀ او کدامند؟

4. چگونه به شیوه‎ای نامنتظر، جذّاب و غیرِمعمول به خواسته‎اش می‎رسد/ نمی‎رسد؟

5. پایان حاویِ چه نکاتی است؟

6. روندِ رسیدن از آغاز به پایان چگونه است؟

7. وضعیتِ معرّفی، پرداخت و تحوّلِ شخصیت‎ها در طولِ اثر چگونه است؟ (کریوولن، 1385:34)

تا بدین‎جا تا حدِّ زیادی تکلیفِ اثرِ اقتباسی روشن شده است، ولی باید از این پس اثر را در سه بخشِ کلّی در نظر گرفت: آغاز، میانه و پایان. سپس به مشخّص نمودنِ صحنه‎ها و پرده‎ها مبادرت ورزید و به‎عبارتی ساختمانِ اثر را طرّاحی کرد.

 

هفت. مسائلِ حقوقیِ اقتباس

اقتباس از یک اثر نیازمند کسبِ اجازه از خالقِ آن اثر و در مواردی مستلزم پرداختِ حقِّ استفاده از آن است. از این‎رو برایِ جلوگیری از سرقت‌هایِ ادبی و هنری در کشورهایِ مختلف قوانینی وضع شده که عموماً جنبۀ حمایتی دارند. این آثار بیشتر از نظرِ مادّی موردِ حمایت قرار می‎گیرند تا اینکه به ضعف و قوّتِ آنها توجّه شود. «در اوّلِ ژانویۀ 1978 قانونِ کاپی رایت و رویالتی (حفظِ حقوقِ مؤلّفان و مصنّفان) در امریکا موردِ تصویب قرار گرفت که همان قانونِ کاپی رایتِ قبلی بود که در سالِ 1909 موردِ تصویب قرار گرفته بود، منتها با اصلاحات و تغییراتی بر رویِ بعضی از قسمت‎هایِ آن که به استانداردهایِ بین‌المللی نزدیک شد و به مرحلۀ اجرا در آمد.» (خیری، 1384، 152) کاپی رایتِ هر اثر معادلِ طولِ عمرِ خالقِ آن به‎اضافۀ 50 سال است. اگر این اثر متعلّق به یک شخص نبوده و به مؤسّسه‎ای تعلّق داشته باشد، برایِ کارهایِ چاپی 75 سال و برایِ سایرِ اقسامِ هنری 100 سال خواهد بود. (همان، 153) بدین ترتیب می‎توان نتیجه گرفت که اقتباس از آثارِ گذشتگان و افسانه‎ها و اساطیر نیاز به اجازۀ هیچ فرد یا نهادی ندارد. نیز اقتباس از تاریخ و جنبش‎ها و وقایعِ اجتماعی نیازمندِ کسبِ اجازه نیست.

در ایران نیز «از نظرِ قانونِ حمایت از مؤلّفان، مصنّفان و هنرمندان در ایران، مصوّبِ 11 دی 1348، اقتباس و بهره‎برداری از اثرِ نویسندگان تابعِ ضوابط و شرایطِ خاصّی است.» (همان، 153) بر اساسِ این قانون صاحبِ اثر کسی است که آن را به ثبت رسانده است. به این فرد «پدیدآورنده» گفته می‎شود. حقوقِ مادّیِ پدیدآورنده پس از مرگِ وی به‎مدّتِ 30 سال به ورّاثِ او منتقل می‎شود و اگر وارثی در کار نباشد، در اختیارِ مراجعِ ذیربط قرار می‎گیرد. مادّۀ 19 این قانون تحریف و تغییرِ آثارِ حمایتی را ممنوع کرده است. خاطیان در صورتِ شکایتِ شاکیِ خصوصی از 6 ماه تا 3 سال محکوم می‎گردند. (همان، 156)

در موردِ آثار نویسندگانِ خارجی چنین است که می‎بایست از مترجمینِ این آثار اجازه گرفت – هرچند ایشان برایِ ترجمه از نویسندۀ اصلی اجازه نگرفته باشند! – و خاطیان از 3 ماه تا یک سال محکوم خواهند شد. (همان، 157)

 

هشت. نتیجه‎گیری

اقتباسِ خونِ حیات‎بخشِ درام است. تاریخِ تئاتر با اقتباس گره خورده و همچنان بسیاری از آثارِ سترگِ دراماتیک اقتباسی هستند. میانِ انواعِ اقتباس، اقتباسِ انتقالی بیشتر موردِ توجّه عمومِ مخاطبان قرار می‎گیرد و اقتباسِ تفسیری ایده‎آلِ نویسندگان است. با این وجود آثارِ اقتباسی کم‎ارزش‎تر از آثار اصیل نبوده و حاملِ دیدگاه و قدرتِ قلمِ خالقشان هستند. بایستی با مشخّص نمودنِ روندِ اقتباس، چارچوب‎ها را مشخّص و اثرِ جدید را آمادۀ نگارش کرد. در این بین – آن هم در کشوری چون ایران که ضمانتِ اجرایِ قوانینِ هنری مستلزمِ صرف وقت و انرژیِ مضاعف است – احترام به حقوقِ خالقینِ آثارِ اصیل اهمّیتِ ویژه‎ای دارد که نباید ساده‎انگارانه از کنارِ آن گذشت.

 

نُه. منابع

1.    آشوری، داریوش. 1384. فرهنگِ علومِ انسانی. تهران. نشرِ مرکز. چاپِ اوّل (ویراستِ دوّم)؛

2.    اکبرلو، منوچهر. 1384. اقتباسِ ادبی برایِ سینمایِ کودک و نوجوان. تهران. انتشاراتِ بنیادِ سینمائیِ فارابی. چاپِ اوّل؛

3.    خلج، منصور. 1377. درام‎نویسانِ جهان (ج 1). تهران. انتشاراتِ برگ. چاپِ اوّل؛

4.    خیری، محمّد. 1384. اقتباس برایِ فیلمنامه. تهران. انتشاراتِ سروش. چاپِ دوّم؛

5.    داد، سیما. 1384. فرهنگِ اصطلاحاتِ ادبی. تهران. انتشاراتِ مروارید. چاپِ دوّم؛

6.    سیگر، لیندا. 1380. فیلمنامۀ اقتباسی. تهران. انتشاراتِ نقش و نگار. چاپِ اوّل؛

7.    عمید، حسن. 1386. فرهنگِ فارسیِ عمید. تهران. انتشاراتِ امیرکبیر. چاپِ یازدهم؛

8.    کریوولن، ریچارد. 1385. چگونه از هر چیزی فیلمنامه اقتباس کنیم؟ تهران. انتشاراتِ بنیادِ سینمائیِ فارابی. چاپِ اوّل.

 منبع:پایگاه فرهنگ وادب فارسی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا یاوری  | 

کلیاتی در باب اقتباس -بخش دوم

 

هومن زتدی زاده

 در رومِ باستان پلوتوس کمدی‎هائی بر اساسِ آثارِ مناندر - کمدی‎نویسِ یونانی - نوشت. اندکی بعدتر، مصادف با قرنِ دوّمِ پیش از میلاد، ترنس - دیگر نمایشنامه‎نویسِ رومی - آثارِ کمدی‎اش را بر اساسِ آثارِ یونانی به نگارش در آورد. سنکا - بزرگ‎ترین تراژدی‎نویسِ رومی که در سدۀ اوّلِ میلادی می‎زیست - نیز از این قاعده مستثنی نبود.
در اسپانیایِ قرنِ شانزدهم لوپه دووگا – ملقّب به پرکارترین نمایشنامه‎نویسِ تمامِ دوران – آثارِ مذهبی‎اش را با استفاده از کتابِ مقدّس و آثار تاریخی‎اش را با استفاده از تاریخِ اسپانیا اقتباس کرد. ضمنِ اینکه نوشتنِ بیش از 1800 نمایشنامه او را وادار به استفاده از قصصِ ایتالیائی و اسپانیائی و نیز فرهنگِ عامّه، اساطیر و افسانه‎هایِ شوالیه‎گری می‎کرد. (خلج، 1377:65)
در همان دوران در انگستان کریستوفر مارلو تیمورِ لنگ را بر اساسِ زندگانیِ تیمور خانِ مغول، و دکتر فاستوس را بر اساسِ زندگیِ یک دانشمندِ آلمانی نوشت. (همان، 79) همین اثر بعدها موردِ اقتباسِ گوته قرار گرفت. در همین حین ویلیام شکسپیر هم وقایعِ تاریخیِ انگلستان را دستمایۀ خلقِ آثارِ خویش قرار می‎داد.
در قرنِ هفدهم و در فرانسه پیر کُرنی مده‎آ را نوشت و ژان راسین فدر را. منبعِ هر دویِ این آثار، تراژدی‎هایِ یونانی بودند. حتّی چنین روایت کرده‎اند که مولیر نیز نمایشنامۀ مردم‎گریز را بر اساسِ آثارِ ترنس نوشته است. (همان، 53)
سیرِ اقتباس در آثار دراماتیک پس از آن نیز ادامه یافت تا جائی که در قرونِ نوزده و بیستِ میلادی به اوجِ خود رسید. لوئیجی پیراندللو، جرج برنارد شاو، رومن رولان، آلبر کامو، یوجین اونیل، ژان آنوی، اسکار وایلد، تنسی ویلیامز، نیل سایمون، اوژن یونسکو، ماکس فریش، فردریش دورنمات، ژان ژیرودو، ژان پل سارتر و بسیاری از نمایشنامه‎نویسانِ مطرحِ تاریخ، در کنارِ آثارِ اصیلِ خود، آثارِ اقتباسیِ متعدّدی خلق کردند که هر کدام فی‎نفسه دارایِ ارزش و اهمّیتِ به‎سزائی هستند و این روند همچنان ادامه دارد.

چهار انواع اقتباس
اثری که به‎مثابه اثرِ اوّلیّه مورد بررسی و مدّاقۀ نمایشــنامه‎نویس قرار می‎گیرد، ممکن است اصطلاحاً نعل به نعل تبدیل به نمایشنامه شود. تغییرات در اینجا آن‎قدر محدودند که عموماً موردِ کنکاشِ مخاطب قرار نمی‎گیرند. حال برخی از نویسندگان بر آن هستند تا تفسیری جدید از اثرِ مبدأ را ارائه دهند. اثری که ایشان خلق می‎کنند هم به اثرِ اوّلیه شبیه است، هم با آن تفاوت دارد. در اینجا استخوان‎بندیِ اثرِ پیشین حفظ شده است. امّا گاه تفاوت از این سطح هم فراتر رفته و اثرِ اوّلیه تنها حکمِ یک الهام و جرقّۀ ادبی را پیدا می‎کند. بنابراین می‎توان چنین جمع‎بندی کرد که اقتباس بر سه نوع است:
1. انتقال: که در آن اثرِ اوّلیّه بدونِ کمترین تغییر یا دخالتِ آشکارِ نمایشنامه‎نویس به نمایشنامه تبدیل می‎شود. در اینجا وفاداری به هسته و نیرویِ اصلیِ روایت آشکار است. بسیاری از نمایشنامه‎هایِ یونانِ باستان از این دست هستند؛
2. تفسیر: که در آن تخطّیِ آشکارِ نمایشنامه‎نویس از منبعِ اصلی صورت گرفته است. این همان شیوه‎ای است که در آن ساختمانِ اثرِ مبدأ حفظ شده و تفسیرِ جدیدی از آن به‎دست داده می‎شود. این نوعِ اقتباس گاه با شالوده‎شکنی‎هائی نیز همراه است. نمایشنامۀ دلدادگیِ فدر نوشتۀ سارا کِین در این زمره قرار می‎گیرد؛
3. قیاس: که یک تخطّیِ آشکار از اثرِ مبدأ را می‎نمایاند. گوئی اثری کاملاً جدید خلق شده باشد. در اینجا منبعِ اقتباس تنها به‎عنوانِ یک مادّۀ خام و یک دستمایۀ صِرف در نظر گرفته می‎شود. نمایشنامۀ دکتر فاستوسِ کریستوفر مارلو چنین است. (اکبرلو، 1384:9)

پنج. قوانینِ اقتباس
 از میکل آنژ پرسیدند که چگونه توانستی این فرشتۀ زیبا را از سنگ خلق کنی؟ پاسخ داد: «فرشته در دلِ سنگ اسیر است. من فقط چیزهائی را می‎تراشم که فرشته نیست.» این همان عملی است که در یک اقتباسِ موفّق صورت می‎پذیرد. همواره منبعِ اوّلیّه در برابرِ تبدیل شدن به نمایشنامه از خود مقاومت نشان می‎دهد. باید درام را از دلِ منبعِ اصلی بیرون کشید. علاوه بر این، خواسته یا ناخواسته باید زمانِ فیزیکیِ هر اثر را نیز در نظر گرفت. رمانی نظیرِ در جستجویِ زمانِ از دست رفته نمی‎تواند با همان حجمِ هشت جلدی رویِ صحنه برود. هرولد پینتر زمانی که این اثر را تبدیل به نمایشنامه کرد، حجمِ آن بیش از سی بار کمتر از رمان بود. به همین سیاق نمی‎توان یک داستان کوتاه را برایِ نمایشنامه‎ای که قرار است از یک طولِ استاندارد برخوردار باشد، همان‎طور تبدیل به نمایشنامه کرد. این بسط و تحدیدی که از آن سخن به‎میان رفت، همان چیزهائی هستند که فرشتۀ نتراشیدۀ ما را به‎وجود خواهند آورد.
اقتباس‎هایِ تفسیری و قیاسی دستِ نمایشنامه‎نویس را برایِ تخطّی از آنچه در اثرِ مبدأ می‎گذرد، باز می‎گذارند. قوانینی که در پی خواهد آمد، بیشتر در اقتباس‎هایِ انتقالی و کمتر در سایرِ انواع کاربرد خواهند داشت:
1. قبضِ دستمایه: قبض یا فشرده‎سازی با از دست رفتنِ دستمایه همراه است. «قبض غالباً باعثِ از دست دادنِ طرح‎هایِ فرعی، ترکیب یا حذفِ شخصیت‎ها، کنار گذاشتنِ چند درونمایه – که احتمالاً در رمانِ بلند موجود است – و پیدا کردنِ شروع، میان و پایانِ داستانی دراماتیک در دستمایه می‎شود.» (سیگر، 1380:16) این تغییرات گاه می‎بایست با چشمپوشی از صحنه‎ها و شخصیت‎هایِ دلخواه صورت گیرد تا از این رهگذر اثرِ بهتری خلق شود؛
2. بسطِ دستمایه: اقتباس از آثاری نظیرِ داستان‎هایِ کوتاه به‎جایِ حذف، نیاز به افزودن دارد. «اقتباس از داستانِ کوتاه نیازمندِ افزودنِ طرح‏هایِ فرعی، شخصیت‎ها و گسترشِ خطوطِ داستانی است.» (همان، 16)
3. حفظِ اتمسفر: این قانون صرفاً مربوط به اقتباس‎هایِ انتقالی است. نکتۀ مغفول در اکثرِ آثاری که با این روش نوشته می‎شوند – و عاری از ظرافتِ اثرِ اوّلیّه هستند – در عدمِ رعایتِ همین مسئله نهفته است. رمانِ صد سال تنهائی را به‎سادگی نمی‎توان تبدیل به نمایشنامه کرد، چرا که هرچه از تعدّدِ شخصیت‎ها و طرح‎هایِ فرعی کاسته شود، حال و هوایِ آن اثر بیش از هر چیز اهمّیت دارد و حفظِ آن بسیار دشوار است. یا آثاری که بر درونیاتِ شخصیت‎ها تکیه دارند، سخت‎تر به یک نمایشنامۀ دراماتیک تبدیل می‎شوند. حال و هوا و اتمسفر این قبیل آثار است که مخاطب را دچارِ این احساس می‎کند که فلان اثر عینِ کتابش بود، امّا انگار چیزی کم داشت. یا اینکه آن احساس را برایم تداعی نکرد. وفادار ماندن به جوهر و روحِ اثرِ اوّلیّه، کلید یک اقتباسِ انتقالیِ موفّق است/

منبع:پایگاه فرهنگ وادب فارسی

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا یاوری  | 

کلیاتی در باب اقتباس (بخش اول)

 

هومن زندی زاده
چکیده: اقتباس خونِ حیات‌بخشِ درام است. بخشی از مهمترین‌آثارِ دنیایِ تئاتر بر اساسِ اقتباس به‌وجود آمده‌اند. در این مقاله تلاش شده است تا با ارائۀ تصویری کلّی از آنچه آن را اقتباس می‌نامیم، به تاریخچه، تعاریف، اصطلاحات، ویژگی‌ها، انواع و قوانینِ اقتباس پرداخته شود. این مقاله از نوعِ مقالاتِ علمی – پژوهشی بوده و در آن با تکیه بر منابعِ کتابخانه‌ای به ارائۀ توضیحاتی مبسوط در بابِ اقتباس پرداخته خواهد شد. عدمِ وجودِ منابعِ معتبر در این‌باره و نیز پراکندگیِ مواردِ مربوط به اقتباس در کتب و مقالاتِ مختلف، مهم‌ترین دلیلِ نگارنده برایِ نگارشِ مقاله‌ای کاملاً مبتنی بر روش‌ها، تعاریف و رویکردها بوده است.

یک. مقدّمه
یکی از شایع‎ترین راه‎هائی که نویسندگانِ نمایشنامه و فیلمنامه با استفاده از آن آثارشان را خلق می‎کنند، اقتباس است. اقتباسِ خونِ حیات‎بخشِ درام محسوب می‎شود و در تاریخِ 83 سالۀ مراسمِ اسکار تعداد فیلمنامه‎هایِ اصیلی (غیرِاقتباسی) که جایزۀ بهترین فیلم را از آنِ خود کرده‎اند، از تعدادِ انگشتانِ دست تجاوز نمی‎کنند. این آثار اساساً یا بر اساسِ آثارِ ادبیاتِ داستانی و یا بر اساسِ وقایعِ تاریخی و حقیقیِ افراد و جوامعِ مختلف خلق شده‎اند. منتها در این میان نوعی مقاومتِ عمومی در میانِ مخاطبان وجود دارد که آنها را به این‎ تفکّر وا می‎دارد که آثارِ اقتباسی آثاری دستِ‎دوّم و ضعیف هستند که هرگز همپایِ آثارِ اصیل نخواهند بود. امّا اگر نیک بنگریم، هیچِ اثرِ به‎اصطلاح اصیلی وجود ندارد که به‎نوعی ریشه و سرچشمه در واقعیت نداشته باشد و این یعنی اقتباس. یکی از تفاوت‎هایِ آثارِ اقتباسی و غیرِاقتباسی هم شاید همین مشخّص بودنِ منابعِ آثارِ غیرِاقتباسی باشد.
علیرغمِ اقبالِ گستردۀ آثارِ اقتباسی در دنیایِ غرب، هنوز بخشِ اعظمِ آثارِ دراماتیکِ سینما و تئاترِ ما خود را از مقولۀ اقتباس دور نگه داشته و می‎دارند. در این مقاله با توجّه به نقصانِ مطالبِ مرتبط با اقتباس، تلاش شده تا با ارائۀ تعاریف، تاریخچه، انواع، قوانین، روند و مسائلِ حقوقیِ اقتباس، در فرصتی کوتاه به ارائۀ کلّیاتی در این باب پرداخته شود.

دو. تعاریف
اقتباس در لغت به‎معنای «پارۀ آتش گرفتن، نور گرفتن، فایده گرفتن و دانش فراگرفتن از کسی» بوده و در اصطلاح علم بدیع «آوردن آیۀ قرآن یا مضمونی از احادیث در نظم و نثر بدون اشاره به اینکه از کجا نقل شده»، و یا حتّی «نقل کردن و گرفتن مطلبی از کتاب یا روزنامه» را اقتباس می‎گویند. (عمید، 244:1386) در علم بدیع عدّه‎ای معنایِ اقتباس را با معنایِ تلمیح یکسان دانسته‎اند و تفاوتِ این دو را در این دانسته‎اند که در اقتباس ما شاهدِ پژواک و انعکاسِ اثری دیگر هستیم، حال آنکه در تلمیح به‎طور مستقیم به نامِ اثر یا شخصیتی اشاره شده و از آن در جهتِ خلقِ تصاویرِ شاعرانه و باروریِ اثر استفاده می‎شود. (داد، 46:1383) در زبانِ انگلیسی نیز لغتِ adaptation به‌معنایِ سازگاری و سازش‌پذیری به‎کار می‎رود. (آشوری، 8:1381)
امّا اقتباس در اصطلاحِ ادبی عبارت است از فرآیندی که در طیِ آن اثری با تکیه بر اثری دیگر خلق می‎شود. اثرِ مبدأ نه‎تنها الزاماَ از همان قِسمِ ادبی نیست، بلکه می‎تواند دامنه‎ای گسترده‎تر داشته و از یک شعر و داستان کوتاه گرفته تا پاورقی‎هایِ یک روزنامه را در بر گیرد. اثری که دستمایه قرار گرفته را «اثرِ اوّلیه» و اثر جدید را «اثرِ ثانویه» می‎نامند. البته این بدان معنا نیست که اثرِ ثانویه فاقد استقلال بوده و از قدرتِ کمتری برخوردار است؛ باید توجّه داشت که آثار اقتباسیِ موفّق آثاری هستند که قائم ‎به‎ذات بوده و به‎تنهائی قابلِ بحث و بررسی باشند. به‌طورِ کلّی این تصوّرِ عمومی در میانِ مخاطبان غالب است که می‎پندارند که اگر به‎فرض نمایشنامه یا فیلمی بر اساسِ یک رمان نگاشته یا ساخته شد، هرگز توفیقِ آن رمان را تکرار نخواهد کرد. این امر یکی از دلایلی است که برخی کارگردانان و نویسندگان را از خلقِ آثارِ اقتباسی برحذر می‎دارد. با این‎همه چنین تصوّری صحّت ندارد. غالبِ آثار آلفرد هیچکاک اقتباسی هستند. اشیل، سوفکل و اوریپید نمایشنامه‎هایشان را از حماسه‎ها و اساطیرِ یونانی اقتباس کردند. قرن‎ها بعد ژان راسین نمایشنامه‎هایش را بر اساس همین آثار به‎رشتۀ تحریر در آورد و در قرن بیستم ژان آنوی و ژان کوکتو نیز چنین کردند. حتّی سارا کِین، نمایشنامه‎نویس نابغۀ انگلیسی نیز بر اساس اسطورۀ فدر، نمایشنامۀ دلدادگی فدر را نوشت. ناگفته پیداست این چشمه همچنان جوشان است و هر یک از این آثار در جایِ خود قابل بحث و نقد و بررسی هستند.

سه. تاریخچۀ اقتباس
آنچه مسلّم است اینکه نمی‎توان برایِ پدیده‎ای چون اقتباس مبدأ دقیقی مشخّص کرد. می‎توان در بستری وسیع‎تر چنین در نظر گرفت که هرگونه فعّالیّتِ هنری با هر سبک و مکتب و دوره‎ای که باشد، ریشه در زندگیِ هنرمند و بالتّبع، روزگارِ او دارد. همین «ریشه داشتن» یعنی اقتباس. آنچه از آن به‎عنوانِ نقّاشی‎هایِ انسان‎هایِ بدوی در غارهائی چون لاسکو در فرانسه به‎چشم می‎خورد، تلاشِ انسان برایِ تصویرِ ماوقعِ زندگیِ روزمرّه را، آن سرچشمه را، اقتباس را، می‎توان مشاهده کرد. ولی اگر بخواهیم کمی منسجم‎تر و مشخّص‎تر به مقولۀ اقتباسِ دراماتیک بپردازیم، باز هم می‎بایست به گذشته‎ای دور بازگردیم؛ یونانِ باستان در 2500 سالِ پیش.
نمایشنامه‎نویسانِ یونانِ باستان عمدۀ آثارِ خود را بر مبنایِ حماسه‎هایِ ایلیاد و ادیسه نوشتۀ هُمر به‎رشتۀ تحریر در آوردند. حتّی نمایشنامۀ ایرانیان نوشتۀ اشیل هم که یک اثرِ اساطیری به‎شمار نمی‎آید، بر اساسِ نبردِ سالامیس میانِ ایران و یونان نوشته شد. یعنی باز هم در اینجا به‎نحوی با اقتباس مواجهیم. اشیل که در آن دوران یک سربازِ یونانی بود، بر اساسِ واقعیاتِ جنگ اثری آفرید که از آن به‎عنوانِ «نخستین نمایشنامۀ بازمانده از یونانِ باستان» یاد می‎شود.
 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا یاوری  | 

شب شغال

شب شغال اسم نمایش نامه ای هستش که دوست عزیزم غلامرضا مهدیون نوشته.نگاهی از یک زاویه جدید به عاشورا.نمایش شب شغال به دو شخصیت منفور و حیوان صفت عاشورا میپردازه .ساربان و بجدل ابن سلیم که شبانه برای بدست آوردن غنایم به میدان نبرد برگشتن و در نزدیکی قتل گاه بهم رسیدن.تا اخر تیر ماه کار باید اماده کنیم و اجرا بریم.

عوامل نمایش

نویسنده و کارگردان:غلامرضا مهدیون

مشاور کارگردان:رضایاوری

بازیگران:غلامرضا مهدیون..............بجدل ابن سلیم

رضا یاوری........................ ساربان

طراح صحنه.نور و لباس:رضایاوری

انتخاب و میکس افکت و موسیقی :رضایاوری

منشی صحنه:سمانه زارعی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا یاوری  | 

فراخوان فصل اول پروژه دائمی چهارفصل تئاتر ایران در سال 90 منتشر شد

فراخوان فصل اول نمایشنامه‌های پروژه دائمی چهار فصل تئاتر ایران در سال 1390 با موضوع نمایشنامه‌های متقاطع منتشر شد.

به گزارش سایت ایران تئاتر، این فراخوان با هدف تعمیق آگاهی  علمی نسبت به نمایشنامه‌های متقاطع و تحکیم تدقیق تعاریف مستقل آن در مقایسه با نمایشنامه‌های اپیزودیک منتشر شده است.
طبق این فراخوان علاقه‌مندان می‌توانند با استفاده از این شیوه نمایشنامه‌نویسی در ژانرهای مختلف، طرح‌های به نگارش درآمده خود را تا 20 فروردین‌ماه از طریق بخش ارسال آثار سایت پروژه دائمی چهارفصل تئاتر ایران به هیأت علمی فصل یازدهم اعلام کنند.
نمایشنامه‌های متقاطع از چند داستان که در ظاهر مستقل از یکدیگرند تشکیل می‌شود که داستان‌های آن در سیر هم و در ادامه و موازی با هم پیش می‌روند و سرانجام یکدیگر را قطع می‌کنند.
گفتنی است برگزیدگان نهایی فصل یازدهم در زمینه چاپ مورد حمایت مرکز هنرهای نمایشی و انجمن هنرهای نمایشی ایران قرار خواهند گرفت.
این در حالی است که دهمین کارگاه‌های پروژه‌ دائمی چهارفصل تئاتر ایران که با موضوع نمایشنامه‌های اپیزودیک پیش از این قرار بود در دهه سوم اسفندماه 89 برگزار شود با در نظر گرفتن مشکلات مختلف از جمله ترافیک پایان سال و سختی ایاب و ذهاب سفرهای بین شهری،  اسکان در هتل‌ها، تعطیلی زودهنگام تئاتر شهر و مشکلات مالی انجمن هنرهای نمایشی به اوایل بهار 90 انتقال یافت.
با توجه به این مسئله، در بهار 90 دو کارگاه برگزار خواهد شد که کارگاه دوم مطابق برنامه‌ریزی همیشگی در اواخر بهار با عنایت به فراخوان یازدهم که مختص بهار سال 90 است برگزار خواهد شد.

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا یاوری  | 

اخرین پست 89

 تقریبا نیم ساعت مونده به تحویل سال نو.89 هم تموم شد.برای من سال بدی بود.امید وارم سال 90 همه چی به روال عادی خودش برگرده.هرچند اونی که باید باشه نیست ولی یادش وخاطراتش مرهم زخم تنهایی و بی رمقیه.
خدایا خودمون رو به تو سپردیم.






       سال نو مبارک
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا یاوری  | 

به جای پست جدید که این روز ها اصلا حوصله اش را ندارم

  دلتنگِ دشمنم شده ام امشب !

می دانی چرا ؟

دشمن شاخ به شاخ با من می جنگد ا

اما دوست هنگامی خنجر را می نشاند که من او را بغل گرفته ام  
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا یاوری  | 

شيوه‌نامه برگزاري جشنواره تئاتر استان‌هاي كشور در سال 90 اعلام شد

به گزارش سايت ايران تئاتر، مركزهنرهاي نمايشي با چشم انداز ارتقاء و اعتلاي سطح كيفي هنر نمايش و ترويج اجراي عمومي و مستمر تئاتر در استان‌هاي كشور و در راستاي گسترش و توسعه اين هنر انسان ساز در ايران اسلامي شيوه‌نامه برگزاري جشنواره تئاتر استان‌هاي كشور در سال 1390 را اعلام كرد.

در اين شيوه نامه آمده است كه آن دسته از گروه‌های تئاتر استاني که در فاصله زمانی آذرماه 1389 تا يك هفته قبل از برگزاري جشنواره استاني در سال 1390 نمایش‌های خود را به اجرای عموم گذاشته‌اند،  می‌توانند متقاضی حضور در جشنواره تئاتر استاني باشند.

همچنين لازم است متقاضیان براي حضور در جشنواره با تكميل فرم ارائه شده در فراخوان و ارسال CD اجراي عمومي، آمادگي خود را براي حضور در جشنواره و مراحل ارزيابي و انتخاب به دبیرخانه جشنواره اعلام كنند.

در اين جشنواره كه به شکل رقابتی برگزار مي‌شود، جشنواره‌هاي تئاتر استاني بايد در فاصله زماني 20 شهريورماه تا آغاز آبان‌ماه برگزار شوند.

اداره کل استان می‌تواند این جشنواره را به صورت متمرکز در مرکز استان و یا در شهرهای دیگر که امکانات لازم را دارند؛ برگزار كند.

طبق اين شيوه‌نامه در جشنواره تئاتر استان تنها آثار صحنه‌اي مورد قضاوت و انتخاب قرار مي‌گيرند و نمايش‌هاي خياباني براي حضور در جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر لازم است در جشنواره سراسري تئاتر خياباني نيز شركت كنند.

هيأت داوران جشنواره براساس كيفيت آثار، حداكثر دو نمايش را براي حضور در جشنواره تئاتر مناطق كشور به مركز هنرهاي نمايشي معرفي مي‌كنند.

نمايش‌هاي ارائه شده بر اساس اين شيوه‌نامه نبايد توسط همان گروه در هيچ يك از جشنواره‌هاي سراسري و مراحل استاني و منطقه‌اي شركت كرده باشند. همچنين متون خارجي صرفاً مي‌توانند در بخش جنبي جشنواره استاني اجرا شوند.

در اين شيوه‌نامه تاكيد شده كه ارائه مجوز كتبي نويسنده به هنگام درخواست شركت در جشنواره الزامي است. همچنين آثار هنرمندان بومي و جوان در اولويت قرار دارند و بديع بودن و خلاقيت در اجراي  آثار در ارزيابي هيأت انتخاب نيز تأثيرگذار خواهد بود.

گفتني است دفتر هماهنگي تئاتر استان‌ها از طريق سايت ايران تئاتر به نشاني الكترونيكي www.theater.ir آماده دريافت اطلاعات و اخبار جشنواره تئاتر استان و ساير رويدادهاي حوزه تئاتر است.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا یاوری  | 

انصراف محمدرحمانیان از شرکت در جشنوراه تاتر فجر

محمد رحمانیان نویسنده و کارگردانی که سال پیش نیز موفق به اجرای نمایش روز حسین نشد امسال هم از اجرای نمایش هامون بازها صرف نظر کرد. این در حالی ست که برنامه بیست و نهمین جشنواره تاتر بین المللی فجر منتشر شده و اجرای هامون بازها هم از رحمانیان در آن دیده می شود.

رحمانیان در رسانه ها دلایل عدم حضور این نمایش را در جشنواره تاتر فجر سلاخی شدن متن نمایش نامه اش و حذف یکی از شخصیت های نمایش اعلام کرده است.

در صورتی که معمولا متونی که قرار است در جشنواره شرکت کنند و یا اجرا شوند توسط هیات بازخوانی متون بررسی می شوند.

رحمانیان در این خصوص گفته:

مدتی پیش دبیر جشنواره ی تئاتر فجر از من دعوت كرد تا در این جشنواره شركت كنم كه من هم متن «هامون بازها» را كه متن كاملی بود به آن ها ارائه كردم .چند روز بعد دبیر جشنواره اعلام كرد متن مشكلی ندارد و تصویب شده و برهمین اساس بود كه ما تمرین هایمان را آغاز كردیم، اما كه حالا كه در آستانه ی برگزاری نمایش هستیم به من گفته اند كه دو پنجم متنم را حذف كنم، اما من نمی توانم این میزان ممیزی را كه اعمال شده انجام بدهم و متنم را این چنین سلاخی كنم.

عدم حضور کارگردان های معتبر و کارکشته ای همچون رحمانیان می تواند معضل بزرگی برای تاتر ایران باشد و تلاش هنرمندان این عرصه را به باد بدهد.

رحمانیان ضمن ابراز تاسف در صحبت هایش اشاره می کند که:

من نمایشنامه نویس و كارگردان این مملكتم، این گونه رفتار درست نیست، همه می دانند جمع كردن یك گروه آن هم از بهترین های تئاتر این مملكت كار دشواری است، اما متاسفانه باز هم گرد همایی گروه ما با ناكامی روبه رو شد.

ین نمایش بر اساس فیلم «هامون بازها» به كارگردانی مانی حقیقی آماده اجرا شده بود.

در این اثر نمایشی محسن شاه ابراهیمی طراحی صحنه و لباس را انجام می داد، ونداد مساح زاده ساخت موسیقی را بر عهده داشت، تدوین و طراحی جلوه های تصویری بر عهده ی سیاوش كردجان بود.

طراح اعلان و دیواركوب مجید شفا وعكاس گروه حسام خلوصی بود. پدیده جمال ها دستیار اول كارگردان و برنامه ریز این اثر نمایشی بود. همچنین علیرضا فولاد شكن و مهران نصیرپور هم گروه كارگردانی را تشكیل می دادند. نویسنده ی نمایشنامه محمد رحمانیان است كه همراه با حبیب رضایی به صورت مشترك كارگردانی این اثر را برعهده داشتند.

پیش از این قرار بود این نمایش تیرماه سال گذشته همزمان با نخستین سالروز درگذشت خسرو شكیبایی به صحنه برود كه اجرای آن منتفی شد و بنا به گفته ی رحمانیان این دومین ناكامی نمایش «هامون بازها» ست.

اخبار ارسالی از آفتاب (www.aftab.ir)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا یاوری  |